مروري بر تاريخچه فرش
از بافت نخستين قاليچهها واينکه چه قومي در ابتدا بهاين کار مبادرت کرده، هيچ گونه اطلاع موثقي در دست نيست. زيرا قاليچهها به لحاظ ساختار طبيعيشان در اثر رطوبت و حشرات آسيب ميبينند. اما به دليل ماده مورد نياز تهيه آن يعني پشم، گمان ميرود نخست قبايل چادرنشين آسياي مرکزي که کارشان گله داري بوده، به صورت ابتدايي، به چگونگي تهيه آن پي بردهاند.
قديمي ترين نمونهاي که باستانشناسان به آن دست يافتهاند، قاليچهاي است که به علت دستيابي به آن در گوريخ زده يکي از فرمانروايان سکايي در دره پازيريک واقع در ?? کيلومتري مغولستان خارجي، به نام قاليچه پازيريک ناميده شده است.اين فرش که به عنوان پوشش اسب به کار ميرفته داراي گره ترکي است. و صاحب نظران با توجه به نقشهاي روياين قالي که شبيه نقوش اصيل هخامنشي است آن راايراني ميدانند و معتقدند که قالي مزبور از دست بافتهاي مادها و پارتها (خراسان بزرگ قديم) است.
رنگهاي مورد استفاده دراين قالي قرمزاخرايي، زرد، سبزکمرنگ و نارنجي است. تشابه نقوش سواران و مردان پياده که در کنار اسبان خود راه ميپيمايند و جانوران بالدار دراين قالي با نقوش تخت جمشيد، صحت نظراين محققين را قويتر ميسازد. صاحبنظران همچنين معتقدند بافت قاليچهاي با چنين ويژگيها، مستلزم دارا بودن پشتوانهاي فرهنگي و هنري در ارتباط با بافت فرش حداقل براي چندين قرن خواهد بود و مبيناين نکته است که در قرون متمادي، قبل از بافت فرش معروف پازيريک،اين حرفه در فلاتايران رواج داشته وايرانيان به رموز آن پي برده بودند.
گفتار مورخين نيز، حاکي از تائيد همين نکته است. به طوري که گزنفون مورخ يوناني در کتاب خود موسوم به سيرت کوروش ميگويد:ايرانيان براياينکه بسترشان نرم باشد، قاليچه زير بستر خود ميگستردند.
اين عبارت نشان دهنده آن است که قاليبافي دراين زمان عموميت داشته و در زندگي روزمره جايگاه خود را يافته و جزو ملزومات زندگي به شمار ميآمده است.
گرچه از دوران ساسانيان نمونه مشخصي موجود نيست، ليکن آن طور که از قرائن پيدا است، فرشايران در دوران ساساني، از شهرت و اعتبار جهاني برخوردار بوده است. چنان که سالنامه چيني (سوئي سو) دراين دوران از فرش پشميايران به عنوان کالاي وارداتي به چنين نام ميبرد، در ادبيات فارسي نيز، به کرات از تخت معروف طاقديس متعلق به خسرو پرويز پادشاه ساساني ياد شده که بر آن به روايتي چهار فرش که هر يک نشان دهنده فصلي از سال بوده است، گسترده ميشده است.
رواياتي که از فرش معروف بهارستان در کاخ تيسفون بيان شده، بيشتر به افسانه شبيه است. زيرا با توجه بهاندازه آن اين قالي ميبايست دو تن وزن داشته باشد، اما صرف نظر از جنبههاي اغراق آميز، اخبار فوق نشانههايي از قابليت و برتري هنرمندانايراني، و پيشتازي آنان در هنر فرش بافي را بيان ميدارد.
با فروپاشي نظام ساسانيان، هنر فرشبافي که بيشتر توسطاشراف حمايت ميشد، دچار رکود شد و متعاقب آن ظهور سلسلههاي مختلف و عدم ثبات سياسي در قلمرو پهناورايران، توان رشد و نمو را از آن بازستاند. بخصوص که اعراب به تجملات زندگي توجهي نداشتند، و کاخهاي رفيع براي در ميان گرفتن آنان که به زندگي در صحرا و بيابان و آسمان پر ستاره و چادرهاي حصيري خو گرفته بودند، توان فرسا مينمود، و به منظور مبارزه با شرک و بت پرستي نقش پردازي از انسان و حيوان را مکروه ميدانست
با پراکنده شدن هنرمندان در شهرهاي دور و نزديک، هنر فرشبافي با نموديآشکار به بقاي خود ادامه داد. ليکناين روند ديري نپاييد و خلفاي بني اميه و بني عباس بر خلاف خلفاي گذشته، در تقليد از شاهان گذشته، بهاين هنر توجه کردند و موجبات شکوفايياين هنر را پديد آوردند. ذکر دويست خانه قالي در تاريخ بيهقي متعلق به نيمه اول قرن پنجم هجري در شرح هداياي ارسالي از خراسان توسط علي بن عيسي برايهارون الرشيد، خود آگاهي براين نکته است و اخبار و شواهدي که مورخان و جغرافي نگاران اسلامي از آن در کتب خود درج کردهاند خود دليل غير قابل انکاري از وجود فرهنگ پيشرفته قاليبافيايران است.
ياقوت حموي در قرن ششم هجري از وجود قاليبافي آذربايجان خبر ميدهد، و ابن بطوطه جهانگرد عرب در راه خود از خورموسي در خليج فارس به اصفهان، هنگام بازديد ازايذه در منطقه بختياري از فرش سبز رنگي که در جلوي وي گسترانيدند ياد ميکند.
ادبيات فارسي نيز ازاين نشانهها خالي نيست. خاقاني شيرواني به شهرت قاليهاي مرندي دراشعار خوداشاره ميکند.در دورههاي بعد نشانهاي از روند حيات قاليبافي در دست نداريم، و در متون فارسي نيز برآناشارتي نميرود. کوشش سردمداران سياسي نيز بيشتر وقفايجاد ثبات سياسي و حفظ امنيت کشور است واين روند تا پايان قرن نهم هجري قمري، گريزناپذير است.
تهاجم قوم مغول آنچه را که دست آورد سلاطين گذشته بود، منهدم ساخت. آنان مرداني جنگجو بودند که دنيا را بر پشت اسبانشان فتح کرده بودند و در مصاف با دشمنان، زنانشان را همراه نميبردند، و قالي که زاده دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها بهايران راه پيدا نکرد، بلکه باعث شد تا کارگاههاي کوچک بافت قالي نيز به کلي مضمحل شود و طراحان و نقاشان به نقاط دور دست و روستاهاي دور افتاده بگريزند.اين امر که ناخودآگاهانه صورت ميگرفت، صرف نظر ازايجاد هستههاي مرکزي فرشبافي در روستاها، سبب شد تا روستائيان نيز با تحولات و پديدههاي شهريآشنا شده و طرحها از ويژگي و غناي بيشتري برخوردار شوند. ليکن روستائيان به لحاظ مهاجرتهاي اجباري و به واسطه سهولت در حمل و نقل، و از همه مهمتر به خاطر دستيابي هرچه سريعتر به درآمدي ناچيز، از بافت فرشهايي دراندازه بزرگ خودداري ميکردند، و تنها به بافت قاليچههايي دراندازههاي بسيار کوچک اهتمام ميورزيدند.
مغولها گرچه سرزمينايران را فتح کردند، ليکن به زودي مقهور فرهنگ غنيايرانيان شده و در آن مستحيل شدند.
حلقه مفقوده روند تکاملي هنر فرشبافيايران تا ظهور سلسله صفوي ادامه مييابد و متاسفانه هيچ گونه نمونه قابل استنادي که بتوان با تکيه برآن پيشرفتاين هنر را در طياين دوران مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم در اختيار نداريم.
دوران صفوي عصر مشعشع احياي هنر در تمام زمينههاست. نمونههاي ارزنده موجود در موزههاي مشهور جهان نظير قالي مشهوراردبيل که جهت مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي جد بزرگ صفويان بافته شده و اکنون در موزه ويکتوريا و آلبرت مضبوط است، اکثرا حاصل کارگاههاي قاليبافي شاهي دراين دوران است. حمايت سلاطين صفوي، و ابراز علاقه آنان بهاين حرفه سبب شد تا صنعت قاليبافي از حد يک پيشه و حرفه روستايي تا مقام يکي از هنرهاي زيبا ارتقا يابد. شاه عباس ازاين مهم سهم بسزائي داشت، زيرا وي با تاسيس کارگاه قاليبافي در جوار قصور سلطنتي خود بين چهل ستون تا ميدان شاه بافندگان را مستقيما زير نظر داشت تا از کيفيت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود. يادداشتهاي سياحاني چون تاورنيه، شاردن، رابرت شرلي تائيدي براين گفتار است.
ايجاد روابط تجاري با کشورهاي اروپايي و ورود جهانگردان و سياحان و سفرا بهايران زمينه گسترش روابط فرهنگي، تجاري را با ديگر کشورها فراهم ساخت و استقبال از قاليهاي نفيسايراني در اروپا براهميت دستبافي و رونق سفارشات افزود.
ازاين زمان کاشان به واسطه مرغوبيت و ظرافت قاليهاي توليدي خود پذيراي سفارشات بسيار شد و توليد فرشهاي زربفت که حاصل بافت با نخهاي طلا و نقره بود، بنا به سفارش دربار لهستان، بر رونق آن شهر افزود.اين فرشها که بعدا به فرشهاي لهستاني يا پولونز Polonaisa معروف شدند يادگارهاياين دورانند و اکنون مايه فخر و مباهات موزههاي مالک آنند.
شاه عباس با گردآوري بهترين نقاشان و طراحان و بافندگان از اقصي نقاط کشور و تجمع آنها در کارگاههاي سلطنتي شاهکارهاي بي نظري را در هنر فرشبافي سبب شد و نقشهاي قالي با الهام از نقوش مينياتور تذهيب توسط هنرمندان دگرگون شد. با انقراض صفويان افول هنر فرشبافي نيز آغاز گرديد. تاخت و تاز افاغنه همه چيز را به ناگهان از بين برد و خاطره دردناک حمله مغولان را در اذهان عموم زنده کرد.
نادرشاه جهت حفظ انسجام و يک پارچگي کشور فرصت آن را نيافت تابه مسائل هنري بپردازد ليکن رفته رفته با حفظ امنيت و آرامشايجاد شده در سايه شجاعت و دلاوريايرانيان، هنري که در خفا به حياتش ادامه ميداد در دوره زنديه اعتبار بيشتري يافت و مورد توجه فرمانروايان قرار گرفت.
در دوره قاجاريه با رونق بازارهاي اروپا که از دوره صفويه آغاز شده بود و در طي قرون متمادي اوج و حضيض فراواني را پشت سر نهاده بود، سير عادي خود را در پيش گرفت. بازرگانان تبريزي به تاسيس کارگاههاي فراوان قاليبافي نه تنها در تبريز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و ساير شهرهايايران همت گماشته و قاليهاي بافته شده از طريق استانبول به اروپا راه مييافتند. با رونق روزافزون بازار فرشايران تجار خارجي خود به فکر سرمايه گذاري درايران افتادند و باايجاد کارگاههاي بافت قالي در شهرهايي نظير کاشان، اراک، کرمان، هدايتاين فن را به عهده گرفتند و با اعمال سليقه و دگرگوني طرحها اصالت آنها را ناديده انگاشتند.
طرحهاي آمريکايي که خواستههاي آمريکاييان را دربرداشت و تحت عنوان باب آمريکا مورد استفاده قرار ميگرفت و کپي از طرحهاي فرانسوي ابوسون و ساونري حاصلاين دوران در دگرگوني طرحهاي اصيل فرشبافي است. وجود جنگهاي بينالمللي اول و دوم بازار پر رونق فرشايران را با رکود ناگهاني روبروساخت و کارگاههاي بسياري را که ازاين طريق ارتزاق ميکردند به تعطيلي کشاند.
استفاده از رنگهاي مصنوعي که با پيشرفت صنايع رنگ کشورهاي اروپايي بهايران راه يافته بود و کاربرد گره جفتي از ارزش فرشايران به نحوه محسوسي کاست و رکود اقتصادي در کشورهاي اروپايي براي چند دهه روند عادي توليد فرش سبب شد. در حال حاضر بازگشت به اصالتهاي گذشته و خلاقيت در طرحها با همت هنرمندان متعهد ميتواند جايگاه اوليه فرشايران را در بازارهاي جهاني تداوم بخشد و هنر جاويدان فرش را چون هميشه اعتلا بخشد.
منبع: سايت قالي ايران